فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

صنفیه

وضعیت: «در حال تأیید»
صنفیه ‎senfiy(y)e‎
۱. ← صنفی‏۱.
ق۱۱. مزاج فاضل معتدل نوعی را به حسب تکثر اصناف و همچنین هریک از امزجۀ صنفیه را به حسب تکثر اشخاص عرضی است عریض، محدود به دو حد معین از دو طرف افراط و تفریط (میر داماد۱، ۲۴۲)
۲. ← صنفی‏۲.
ق۱۴. لزوم مبارزهٔ صنفیه یکی از اساس‌های لایتغیر اجتماعیت و اجتماعیون است (رسولزاده: مرامنامه‌ها، ۷۲)

معنی صنفیه | فرهنگ جامع زبان فارسی