فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زاپاس

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
زاپاس ‎zâpâs‎
‌یک‌. (صفت) (در مورد لاستیک چرخ خودرو) که اضافه‌ است و در موقع لازم با لاستیک چرخ پنچر یا خراب شده تعویض می‌شود.
۱۳۶۸ش. چه‌بسا اتومبیل‌ها که در راه‌ها دیده می‌شد علاوه بر زاپاس (چرخ و لاستیک‌های) یدکی‌هائی که همراه داشتند «که هر سواری دو زاپاس روی گلگیرهای دو طرف و باری‌ها تا چهار یدکی داشتند» (شهری۲، ۳‏/۶۸۵‏) ║ ۱۳۷۱ش. دو چرخ زاپاس جهت احتیاط روی رکاب‌های دو طرف ازنوعِ لاستیک بادی و باربندی در عقبشان به‌جایِ صندوق‌عقب برای بستن بار با ظرفیت چهار نفر و سرعتش حداکثر چهل کیلومتر در لاستیک توپر و شصت کیلومتر در لاستیک‌های بادی‌ها، همراه استحکامی فوق‌العاده که به‌ندرت دچار شکست‌وبست و عیب و خرابی می‌گردید (شهری۱، ۱‏/۲۴۲‏) ║ ۱۳۷۳ش. وقت همین‌طور می‌گذرد و ناصر مشغول ور رفتن به چرخ است. بالاخره زاپاس را می‌اندازد زیر ماشین و مشغول پاک کردن دست‌هایش می‌شود. صورتش هنوز قرمز است و دندان‌های طلاییش درخشش دیگری پیدا کرده (دیانی، ۳۴) ║ ۱۳۹۷ش. هیچ اتومبیلی بدون جک، آچارچرخ، زاپاس، رینگ، رینگ و لاستیک، رادیوپخش، سی‌دی، کامپیوتر خودرو و...، در معابر یافت نمی‌شود (محمد جوانمرد و دیگران: فصلنامه دانش انتظامی، ش۸۰، ۱۴۶)
‌دو‌. (اسم) ← اضافه‌درز.

معنی زاپاس | فرهنگ جامع زبان فارسی