فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نام‌طلب

وضعیت: «در حال ویراستاری»
نام‌طلب ‎nâmtalab‎
← نامجو(ی)‏۲.
ق۱۱. عبث سهیل نظربند کرده‌است مرا / عقیق نام‌طلب در یَمَن نمی‌مانَد (صائب، ۴‏/۱۸۷۷‏) ║ ق۱۴. کام‌طلب، نام‌طلب می‌شود / شاخ گل خشک، حطب می‌شود (ایرج میرزا، ۱۰۹)

معنی نام‌طلب | فرهنگ جامع زبان فارسی