وضعیت: «در دست علوم انسانی»
وجه vajh
(اسم) ۱. (دستور) مفهومی در توصیف دستوری فعل که نشان میدهد گوینده یا نویسنده، رویداد یا حالتِ بیانشده در فعل را با چه نگرشی بیان میکند. بر این اساس، فعل میتواند رویداد یا حالت را بهصورت واقعیت، احتمال، شرط، آرزو، درخواست یا دستور بیان کند. امروزه در دستور فارسی معمولاً سه وجه برای فعل برشمرده میشود که با صورتهای مختلف فعل بیان میشوند: وجه اخباری، وجه التزامی و وجه امری (مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۸، در برابر mood) ؛ قس: نمود؛ زمان۷ الف.
۱۳۶۴ش. وجه فعل ارتباط مستقیم دارد با معنی فعل (محمدجواد شریعت: دستور زبان فارسی، ۱۳۰؛ اساطیر، ۱۳۶۴ ش.) ║ ۱۳۹۱ش. عبارات زبانی مختلف مانند بندهای قیدی، بندهای شرطی و نیز جنبههایی از دستور زبان مانند زمان دستوری و وجه فعل سرنخهایی هستند که به گوینده امکان میدهند ساختارهای فضاهای ذهنی را خلق و هدایت نماید (آقاگلزاده- عباسی: ادبپژوهی، ش ۲۰/۱۳۹)
۲. (احکام نجوم) نسبتی میان کواکب سبعه و هر یک از بخشهای سهگانه و برابر از برجهای دوازدهگانه، در مجموع ۳۶ بخش دهدرجهای، که براساس آن، این بخشها با آغاز از ده درجۀ نخست حمل، به ترتیب به مریخ، شمس، زهره، عطارد، قمر، زحل و مشتری (و باز تکرار به همین ترتیب) نسبت داده میشوند ؛ قس: ادرجان(در این نسبت انتساب بخشها به کواکب بهترتیب از بالاترین فلک تا پایینترین فلک یعنی زحل، مشتری، مریخ، شمس، زهره، عطارد و قمر خواهد بود).