فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

دراستاده

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
دراستاده ‎darestâde, -’estâde‎
۱. ← ایستاده‏‌یک‌. ۳.
ق۹. ز گوی جیب کمالت گهی که شرح دهم / بوَد به گوش دراستاده لؤلؤی منثور (نظام قاری۱، ۴۸)
۲. ← ایستاده‏‌یک‌. ۱۳.
ق۱۰. قواماً: دراستاده (قرآن ۱۰۸: فرهنگنامۀ قرآنی، ۳‏/۱۱۶۹‏)

معنی دراستاده | فرهنگ جامع زبان فارسی