فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ژگال

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ژگال ‎žogâl‎ [گونۀ دیگرِ زغال]
⇐ زغال.
ق۶. نانشسته شعلۀ آتش هنوز/ جمره در کانون همی‌گردد ژگال (قمر اصفهانی، ۴۳) ║ درآمد سیه چهره‌ای چون ژگال/ به پشت اندرآورده یک پشته مال (نظامی۶، ۱۰۰)

معنی ژگال | فرهنگ جامع زبان فارسی