فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ظالم‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ظالم‌سرشت ‎zâlemserešt‎
(صفت) ← ظلمت‌سرشت‏۲.
ق۱۲. نیست جز ناراستی ظالم‌سرشتان را کمال/ مار را چون تیغ عرض کج‌خرامی جوهر است (بیدل، ۱‏/۱۱۶‏) ║ عالمی با فتنه می‌جوشد ز مرگ اغنیا/ خواب این ظالم‌سرشتان بدتر از بیداری است (بیدل، ۱‏/۷۲۲‏) ║ وضع همواری مخواه از طینت ظالم‌سرشت/ جوهر آیینه در شمشیر نتوان یافتن (بیدل، ۲‏/۷۰۶‏)

معنی ظالم‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی