فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

طراوت‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
طراوت‌سرشت ‎tarâvatserešt‎
(صفت) (مجاز) (جایی) که بسیار آباد و سرسبز و زیبا است.
ق۱۱. چو لاهور شهر طراوت‌سرشت/ که از شرم او رنگ بازد بهشت (منیر لاهوری، ۱۱۳) ║ چه بزم؟ آن بهشت طراوت‌سرشت/ که فرشش بوَد برگ، گل جای خشت (نوعی، ۲۷۵)

معنی طراوت‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی