فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گویچه

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
گویچه ‎guyče‎ [(مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۰، در برابر گلبول) ]
(اسم) (علوم زیستی) هریک از یاخته‌های شناور در خون که بسته به نوعشان وظایف مختلفی مانند اکسیژن‌رسانی به بافت‌ها، شرکت در فرایندهای دفاعی و انعقاد خون را برعهده دارند.
۱۳۱۳ش. اگر از این مرحله هم گذشت در سرحد بدن مستحفظین بسیاری است که گویچه یا گلبول سفید نام دارند و برای پاسبانی بدن مهیا هستند (علی‌اکبر حکمی‌زاده: همایون، ش۶‏/۲۷‏) ║ ۱۳۳۴ش. در روسیة شوروی از «عصارة» احشاء و در امریکا از عصارة گویچه‌های خون، داروهای ضدِّ حیات میکرب ساخته‌اند (جزایری، ۱۶۸) ║ ۱۳۷۹ش. اعتقاد به این‌که یاخته‌هایِ ما، و «گویچه‌هایِ» خونِ ما، ممکن است چیزی شبیه‌به آگاهی بدوی یاخته‌ای و گویچه‌ای یا به‌هرحال مبنای مبهمی از آگاهی داشته‌باشند، از بعضی خواب‌ها و خیال‌ها... گزاف‌تر و محال‌تر نیست (خرّمشاهی، ۲۰۴)

معنی گویچه | فرهنگ جامع زبان فارسی