فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چرخ‌سازی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چرخ‌سازی ‎čarxsâzi‎
(اسم) ۱. ساختن و تعمیر کردن چرخ انواع وسایل حمل و نقل و مانند آن.
۱۳۱۱ش. احصائیه دکاکین صنفی و اماکن تجارتی و صنعتی در شهر طهران، صنعت و حرفه، چرخ‌سازی (تعمیر)، دوچرخه‌سازی (تعمیر)، درشکه و کالسکه‌سازی، آهنگری، نعلچه‌گری، نعل‌بندی، آهن‌سازی، آهن‌تراشی، حلبی‌سازی، اسلحه‌سازی، چاقوسازی، قفل‌سازی، ریخته‌گری، چرخ‌کاری، نقره‌سازی و میناکاری، دواتگری، مسگری، سفیدگری، آئینه‌سازی، شیشه‌بری، شیشه‌گری، کاشی‌پزی، قناری‌فروشی، چپق و قلیان‌سازی، رنگ‌رزی پارچه، رنگ‌رزی اتومبیل، رزین‌سازی (تعمیر) (سرشماری، ۹۰) ║ ۱۳۴۴ش. یک دسته هفت نفری دیگر در زمان صدارت امیرکبیر به روسیه و اسلامبول فرستاده شد که همه افراد آن از کارگران و اشخاص عادی تشکیل می‌شدند. این عده عبارت بودند از کربلائی عباس برای آموختن بلورسازی، کربلائی صادق برای آموختن چدن‌ریزی، کربلائی احمد برای آموختن تصفیه شکر و تهیه قند، مشهدی علی برای آموخن نجاری و اسباب چرخ‌سازی (حسین محبوبی اردکانی: یغما، ش۲۱۱/ ۵۹۸) ║ ۱۳۸۵ش. بر سلطان لازم است که در احوال رعیت و صاحبان سرمایه و ادای حقوقی که مستحق آن هستند نیک بنگرد... همچنین نباید در کار صنعتگران و صاحبان شاغلی همچون معماری، منجنیق‌سازی، چرخ‌سازی، نیزه‌سازی، سپرسازی و تفنگ‌زنی سهل انگاری کند (اصغر قایدان: تاریخ اسلام، ش۱۹۱/۵)
۲. ساختن ظروف و وسایل سفالی با استفاده از چرخ مخصوص سفال‌گری.
۱۳۹۸ش. این سفال‌ها خمیره‌ای در طیف رنگی نخودی روشن تا نخودی مایل به قرمز، قرمز، قهوه‌ای تیره و خاکستری دودزده دارند. خمیرمایه یا تمپر آن‌ها کانی، شامل ماسه، ماسه‌بادی و ذرات میکای نقره‌ای بوده و با تکنیک دست‌ساز و چرخ‌سازی ساخته شده‌اند (، ش۸/۱۴۴) (شراهی- صدیقیان: مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ش۱۴۴/۸)

معنی چرخ‌سازی | فرهنگ جامع زبان فارسی