وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ذمیمه zamime [صورت عالی: اذم]
یک. (صفت) ۱. ⇅ مذمومیک. ۱.
ق۵. باید که تا توانی مناظره نکنی و با هر کس در مسئلهای که رود حجت نگیری که آفات آن بسیار است و اثم آن از نفع آن بیشتر است زیرا که منبع همۀ اخلاق ذمیمه است چون ریا و حسد و کبر و حقد و عداوت و مباهات و غیر آنها (غزالی۳، ۸۹) ║ ق۶. از صفات حمیده بگریزی/ در صفات ذمیمه آویزی (سنایی۴، ۱۱۶) ║ ق۷. اوصاف ذمیمه را ز خود بیرون کن/ تا روح تو در جسم تو کامل گردد (اوحدالدین کرمانی، ۱۸۳) ║ ق۸. سلطان فرمود که من با خدای تعالی عهد کرده بودم که اگر اقدام بر این حرکت ذمیمه یکی از پسران من نموده باشد، تا سر او برندارم، قرار نگیرم (ابن هندوشاه۱،۱، جزء ۱/۱۹۲) ║ ق۹. تصوّف تحلیه است به اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده و تخلیه است از خصال ذمیمه (کاشفی۲، ۴۲) ║ ق۱۰. این مخلصان به هر دو وجه طهارت و عصمت ایشان را جبلی دانسته، از جمیع صفات ذمیمه بری و عاری میدانند (اسناد شاه طهماسب، ۲۴۲) ║ ق۱۱. حکیم ابوالفتح گیلانی ... در بیدینی و سایر اخلاق ذمیمه ضربالمثل بود (بداؤنی، ۳/۱۱۵) ║ ق۱۳. نباید که بعض اشخاص اعتراضات مرا در این تصنیف که به طریق استهزا نسبت به پارهای اطوار و اخلاق ذمیمۀ اهل اسلام وقوع یافتهاست، حمل بر عدم تعصب و عدم حب ملت بکنند (آخوندزاده، ۷۴) ║ صادق خان ... مردی بود به صفات حمیده آراسته و از صفات ذمیمه پیراسته (رستم الحکما، ۳۳۳) ║ ق۱۴. خداوندا، پس من کِی آدم خواهم شد و کِی خواهم توانست که خود را از حالات ذمیمۀ خود خلاص نمایم؟ (طاهر میرزا۱، ۱۲۸۵) ║ ۱۳۰۷ش. گفتیم سرّی و مغزی برای قرآن ما نمیفهمیم، الّا خلوص نیّت در اعمال و آن نمیشود، مگر به رفض اخلاق ذمیمه و تبدیل آنها به اخلاق حمیده (آقا نجفی، ۹۱) ║ ۱۳۴۷ش. کودک بهجهت خوی طبیعیِ فرار از انضباط و نقصان شعور، بیشتر به اخلاق ذمیمه متمایل میباشد (شهری۴، ۱۷۷) ║ ۱۳۶۸ش. صنف کفاش در نظرِ مردم متشکل بود از افرادی تنگچشم دنیطبع (ورّاج) یاوهگویِ بیتربیتِ زشتگفتارِ متقلب که این صفات ذمیمه از اسلاف به اخلاف منتقل شده بود (شهری۲، ۲/۵۸۶)
۲. ⇅ مذمومیک. ۲.
ق۱۲. قمار و بیتاللطف و قوالخانه و چرسفروشی را از جمیع ممالک ... ازاله و اماطه نموده، وجوهی که سابق بر این از این ممر، از جماعت ذمیمه بازیافت میشد، به تخفیف و تصدق مقرر دانند (محمدابراهیم نصیری، ۴۶)
دو. (اسم) ⇅ مذمومدو. ۱.
ق۷. اتّفاق، خدمت شیخ را از وی دختری بهوجود میآید، اسمش فاطمه میدهند و او مسلّطتر و شقیّهتر و بدخُلق و بدخوتر، ذمیمۀ او از آنچه بود متضاعف میشود (مناقب اوحدالدین، ۶۸) ║ ق۸. وفا بر سه نوع است: اول آنکه ... عهد را نشکنی و خلاف نکنی و اگرچه در نگاه داشتن عهد رنج بسیار و تعب بیشمار بینی و خود را از ذمیمۀ غدر مصون گردانی (رشیدالدین فضلالله۶، ۱۰۹) ║ ق۹. اخلاق بد فواکه شاخ ذمیمهاند/ در باغ دل بکار درختی که بر خوری (آذری، ۸۳) ║ ق۱۱. جمع است در آن عالم، شر و ذمیمه و ظلمت (خالقداد۲، ۱/۴۱۵) ║ ق۱۲. قهرمان جزای ذمیمۀ افعال و مکافات دمیمۀ اعمال آن گروه ضال بدفعال به لسان حال، منادی این مقال بود که: «از وصول به چاه کی نجات کی میسر؟» (محمدابراهیم نصیری، ۶۶) ║ ق۱۴. غرض از تربیت یا تهذیب اخلاق این است که انسان ... معایب تکبّر را دانسته، این ذمیمه را از خود دور نماید (تربیت، ۲/۱۲۳۱) ║ ۱۳۲۱ش. اگر غیر از این تصور کنیم، باید یا این رئیسالوزرای وطنپرست را طرفدار بلشویکها بدانیم، یا او را مردی ... بوالهوس بشماریم. در صورتی که مشیرالدوله از این هر دو ذمیمه کاملاً بهدور بودهاست (عبداللّه مستوفی، ۳/۱۷۷)