فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

داه

وضعیت: «در حال تأیید»
داه۲ ‎dâh‎
(اسم) عدد دَه.
ق۴. اَلا تا ماه نو خیده کمان است/ سپر گردد مه داه‌ و چهارا (ابوشکور بلخی: اسدی۲، ۵۱۲) ║ هفت‌ سالار کاندر این فلک‌اند/ همه گِرد آمدند در دو و داه (رودکی، ۱۰۷۱) ║ ق۵. جهان نگون شد آراسته چو روز میزد/ سرای میر اجل تاج دوله شاهنشاه- همیشه تا به عدد ده دو بار پنج بُوَد/ چنان‌که سی به شمردن سه بار باشد داه (لامعی، ۱۴۸)

معنی داه | فرهنگ جامع زبان فارسی