وضعیت: «در حال تأیید»
گوستاخی gustâxi [<← گستاخی>]
گوستاخی کردن
← گستاخی کردن۴.
ق۶. چه باشد با دوستی از دوستان انبساط کنی و قرض خواهی تا آنگه که ما را باشد، بازدهیم. گفت: مرا دو دوست است یکی بازرگان و یکی هاشمی، گوستاخی به کدام کنم؟ (هزار حکایت، ۱/۱۸۰)