وضعیت: «تأییدشده»
رحمپیونده rahempeyvande [<← رحم + پیونده>]
یک. (صفت) ← رحمپیوند.
ق۵. اسیران از پیش کس به ابوبکر فرستاده بودند که ما از همۀ قریش رحمپیوندهتر تو را دانیم (سورآبادی۲، ۱/۳۱۷)
دو. (اسم) ⇅ رحمپیوندهیک..
ق۵. رحمپیونده نیست آنکه به مکافات کند، لکن رحمپیونده او است که از او میبُرند و او میپیوندد (خواجه عبدالله۱، ۱/۱۶۸)