وضعیت: «در حال ویراستاری»
ناعلاجی nâ’alâji
← لاعلاجی۱.
۱۳۲۰ش. #عرض میکنیم که ما از راه اضطرار و ناعلاجی مبادرت به این پیشه نمودهایم، زیرا نه چرخ [را] کسی از ما خریداری میکند و نه این مشقّت را سودی مترتب است (اسناد اصناف، ۲/۷۷۳) ║ ۱۳۳۸ش. از درد ناعلاجی یا از مسخرۀ تکمیل شدن این کمدی آهسته خندهای کرد و به او خبر داد: - مادرم هم افتادهاست. حالا کی را بجوئیم که بادکش بلد باشد، آیا تو میدانی؟ (افغانی، ۱۵۴) ║ ۱۳۵۰ش. بگذار به دریا بریزند. من از ناعلاجی به در خانۀ خودم آمدهام (دولتآبادی۴، ۱۸) ║ ۱۳۷۰ش. کوچندههای آواره میخواستند خشمشان را بر قوای روس بریزند و از ناعلاجی چه بسیار این خشم را بر سر زن و بچههای نیمهگرسنۀ خود خالی کرده بودند (میرکاظمی، ۳۰۲)