فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چیت‌گر

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چیت‌گر ‎čitgar‎
← قلمکار‏‌سه‌..
ق۱۱. به او یک‌قلم چیت‌گر یار نیست/ اگر رشوه چیت قلم‌کار نیست {طغرای مشهدی، ق۱۱} (شهرآشوب، ۲۰۵) ║ ق۱۲. آن نگار چیت‌گر آمد شبی بر سر مرا/ نیست دیگر آرزوی بالش و بستر مرا (سیّدا، ۴۵۴) ║ ۱۳۹۹ش. وقف‌نامه دربردارنده اطلاعات سودمند تاریخی دیگری نیز هست که در منابع دیگر یافت نمی‌شود، از آن جمله می‌توان به آنچه درباره جماعت چیت‌گر اصفهانی که در این وقف‌نامه آمده اشاره کرد. بر این پایه گویا، این جماعت از مدتی پیش، از اصفهان به طبس مهاجرت کرده و در آنجا به چیت‌گری مشغول بودند (باقری-ثنائی: مطالعات فرهنگی اجتماعی خراسان، ش۱۶/۵۵)

معنی چیت‌گر | فرهنگ جامع زبان فارسی