فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌پیشه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌پیشه ‎šojâ’tpiše‎
(صفت) (درمورد کسی) که همه کارهای او ازروی شجاعت و دلیری باشد. شجاع ؛ ← شجاع ‏‌یک‌.، شجاعت.
ق۹. ملوک و امرای شجاعت‌پیشۀ صرامت‌اندیشه که نام رستم را روز جنگ به ننگ فروبرند و هنگام طعان و ضراب بنیاد صیت افراسیاب را خراب گردانند، درزمرۀ او معدود فرمود (حافظ ابرو۱، ۳‏/۱۳۸‏) ║ ق۱۰. این اخبار در اردوی میرزاجهانگیر شیوع یافته، اوزون‌حسن قرین یأس و حزن گشت و فوجی از معتمدان شجاعت‌پیشه و دلیران حرب‌اندیشه به کومک قلعۀ اخسی ارسال داشت (خواندمیر۱، ۴‏/۲۶۳‏) ║ ق۱۱. جمعی دیگر از غازیانِ شجاعت‌پیشه و بهادران جلادت‌پرور کمر بندگی به اخلاصِ کامل بستند (علّامی، ۱‏/۱۷۰‏) ║ ق۱۲. بر شجاعت‌پیشه ننگ است از تهوّر دَم زدن/ حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را (بیدل، ۱‏/۴۸۳‏) ║ ق۱۳. جعفرقلی‌خان دنبلی را با یک نفر از نیارالان شجاعت‌پیشۀ حیلت‌اندیشه و ده‌هزار پیاده و سوار و بیست عراده توپ آتش‌بار در شب دوشنبه بیست‌ونهم شهر ربیع‌الثانی به شبیخون اردوی خاقانی مأمور کرد (رضاقلی خان، ۹‏/۳۹۹‏)

معنی شجاعت‌پیشه | فرهنگ جامع زبان فارسی