وضعیت: «در حال ویراستاری»
حیرتسرشت heyratserešt
(صفت) (کسی) که از امری بسیار شگفتزده است.
ق۱۲. چون حباب از پیکر حیرتسرشت ما مپرس/ نفس ما یک پرده عریان است پنهان زیرِ پوست (بیدل، ۱/۵۵۷) ║ پوشیده نیست جوهر نظارهمشربان/ آیینه لختی از دل حیرتسرشت ماست (بیدل، ۱/۵۹۶) ║ در دل حیرتسرشت من خیال چشم او/ میتوان دیدن چو عکس ساغر اندر آینه (بیدل، ۲/۹۰۲)