فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

صنفیت

وضعیت: «در حال تأیید»
صنفیت ‎senfiy[y]at‎
(اسم) ۱. کیفیت و چگونگی صنف (معنای صنف ۲).
ق۸. مخلوقات متفاوت افتاده‌اند، هم به‌حسبِ جنسیت و هم به‌حسبِ نوعیت و هم به‌حسبِ صنفیت و هم به‌حسبِ شخصیت (رشید‌الدین فضل‌الله۸، ۱‏/۳۵۲‏) ║ با آنکه مباینت جنسیت و مغایرت صنفیت حاصل بود به برکت معاونت و اعتصام به اذیال موافقت چگونه خلاص از مکاید خصام دست داد (وصاف۲، ۲‏/۱۵۹‏) ║ ق۱۳. حق هر نفسی را در هر فضیلت و کمالی اثبات می‌کند و امتیاز شرافت جنسیت و صنفیت را از میانه برمی‌دارد (سید جمال‌الدین اسدآبادی: شرق، ش۸‏/۴۶۴‏) ║ ۱۳۸۰ش. اگر آن مال تلف گردید، مصداق آن، مثل است در صورتی که اداء مثل، متعذر یا متعسر نباشد، برای اینکه اگرچه مثل، جهات شخصیت آن را فاقد است اما جهات نوعیت و صنفیت آن را واجد است (عابدین مؤمنی: مقالات و بررسی‌ها، ش۶۹‏/۱۵۵‏)
۲. کیفیت و چگونگی صنف (معنای صنف ۵).
۱۳۷۷ش. تاکنون ناقدان و محققان شعر تاجیکی، به استثنای تعدادی اندک، غالباً به موضوع و محتوا، شیوه‌های ادبی، حزبیت و صنفیت، وزن و قافیه ... دقت می‌کردند (محمد جان‌شکوری: ایران‌شناخت، ش۱۱‏/۲۶۵‏)

معنی صنفیت | فرهنگ جامع زبان فارسی