وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
گاوچاه gâvčâ
(اسم) چاهی عمیق و با قطر زیاد که با وسایل و روشهای سنتی مانند چرخاب، حیوان، دلو و طناب آب آن را استخراج میکردند.
ق۱۲. چند گاوچاه در لحظه درمیان حصار دایر و ناودان برسر خندق انداخته و از آن طرف خندق جمعی از جرایداندازان آن خذله بر سر نقب مستحفظ بودند (عبدالنبی بهبهانی، ۴۸) ║ ق۱۳. گاوچاهی... در گوشة باغ ساختهاند که باغچهها با همان مشروب میشود و بهسببی کمال قوتنمایی که در اراضی گیلان است زایدالوصف آن باغچهها با خضرت و نضرت و طراوت و صفا میباشد.{س۱} (ایران۱، ۲/۱۰۸۵) ║ ق۱۴. کشت این ناحیه مانند نواحی لارستان دیمی است و تنباکو را از آب گاوچاه به عمل آورند و مرغ کبکانجیر، در صحرای این ناحیه فراوان است (حسن فسایی، ۲/۱۵۱۷) ║ ۱۳۲۱ش. وقتیکه در باغ کنسولگری گردش میکرده، به گاوچاه افتاده و کسی متوجّه نشده و در آنجا خفه شد (عبدالله مستوفی، ۲/۱۸۲) ║ ۱۳۵۵ش. شهرهای بزرگ و پرجمعیت ایران از ثمرۀ آبیاری خوب آباد و آبرومند است قدیمترینراه آبیاری استفاده از آب برف و آب قنات و گاوچاه بوده است (حسینقلی کاتبی: کانون وکلا، ش ۱۷۰/۱۳۴) ║ ۱۳۸۶ش. چاه در این دیار اهمیت برکهها و قناتها را ندارد؛ اگرچه در بعضی از جاها بسیار مؤثر است، مثل چاه و گاوچاه در تایبند بندرعباس که تا مدتها تأمینکنندۀ آب شرب مردم این شهر بود (علیرضایی: صحنه، ش۲۳/۴۶) ║ ۱۳۹۹ش. نام گاوبندی که در سال ۸۷ به پارسیان تغییر یافته، نشان از سابقه تاریخی و اصالت فرهنگی و هویت منطقه دارد و از گذشتههای دور گاوبندی از منطقههای کشاورزی بوده و برخی در مورد وجه تسمیه آن میگویندکه به دلیل وجود گاوچاههای متعدد در منطقه به این نام معروف شده است (عبدالرحمن روشنزاده: پژوهشهای نوین علوم جغرافیایی، معماری و شهرسازی، ش۱۷۸/۲۳)