فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نامخواه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
نامخواه ‎nâmxâh‎
۱. ← نامجو(ی)‏۳.
ق۴. کدام است مرد از شما نامخواه / که آید پدید از میان سپاه (فردوسی، ۵‏/۱۲۸‏)
۲. ← نامجو(ی)‏۱.
ق۹؟. چنین گفت فیروز کای نامخواه / بوَد آن پری‌رخ میان سپاه (مادح، ۳۱۴)
۳. ← نامجو(ی)‏۲.
ق۱۳. مرا رازدار دل و زبان است و ترا نامخواه پیدا و نهان به شیواتر گفتی راز خواهد سرود و به زیباتر روئی باز خواهد نمود (یغما، ۲‏/۲۶‏)

معنی نامخواه | فرهنگ جامع زبان فارسی