وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
چفیه čaf(i)ye [گونۀ دیگر: چپه۲، چپی، چپیه، کپیه، کفیه، کوفیه]
(اسم) ۱. دستمالی چهارگوش معمولاً از جنس پنبه و کتان که مردان عرب به صورت دولا و مثلثی بر سر خود میاندازند و بر روی آن عقال میبندند.
ق۱۳. اول، سوارهنظام ایستاده بود که چفیه و عقال عربی به سرشان بسته بودند (ناصرالدینشاه۱، ۸۶) ║ ق۱۴. حاجی آقا محسن از متمولین نمرهٔ اول ایران است ... کلاه دوازدهترک نمدی مولویهای عثمانی را سر گذاشته. زیر کلاه چفیه نهاده. روی کلاه عمامهٔ سبز پیچیده، تحتالحنک درازی از زیر گردن آویخته که به شانهٔ چپ میافتد (اعتمادالسلطنه۱، ۸۱۷) ║ ۱۳۰۷ش. شخص دو سبال و بِرأسِه چفیه و عقال و علی صدرِه و ظَهرِه قطارات فشنگ و بِیدِه فرد تفنگ و بِرِجلِه پاتابۀ فرنک و از پاتابهاش فهمیدیم که امنیهٔ راه است (آقانجفی، ۶۶۲) ║ ۱۳۴۰ش. مادر مهرانگیز بچه بوده و لختوعور کنار شط با بچههای سیاه دیگر بازی میکردهاست که یک مرد نکره با چفیه و عگال از کجاوه پائین میآید و داد میزند تعال، تعال (دانشور۳، ۱۱) ║ ۱۳۷۴ش. دیدم پاکت را پاره کردهاست و دیدم بهجز پول، چیزهای دیگری هم هست که شرح میدهم ... دو فقره عکس رنگی از الرفیقالرئیس، یکی با لباس جلباس و چفیه و عگال و یکی هم با رخت پرابهت المهیبالرکنی با همهٔ مدالها و نشانها (محمود۸، ۵۸) ║ ۱۳۹۲ش. در این تصویر هالۀ نور زرد رنگ که نشانۀ الهی بودن است به نمایش درآمده و چفیه (سربند و عمامه) بر اساس باورهای دینی و عرفی سبزرنگ و دال بر سیادت و انتساب آن حضرت به خاندان پیامبر است (کوثری-عموری: جامعهشناسی هنر و ادبیات، ش۱/۳۶)
۲. دستمالی چهارگوش که از زمان جنگ ایران و عراق، نظامیان یا شبهنظامیان به عنوان نماد جبهه و جنگ، مبارزه با کفر، استعمار و مانند آنها دور گردن و سر میاندازند.
۱۳۹۰ش. در کشورهای عربی، چفیه را بر سر و گردن جوانان مصر، تونس، شیعیان بحرین و دیگر کشورها دیدهایم. در میان این کشورها، فلسطین بهعنوان نماد مقاومت کشورهای اسلامی بسیار از چفیه استفاده میکند (ایسنا: اینترنت) ║ ۱۳۹۱ش. همه چفیه به گردنشان بود و شربند انا مجنون الحسین داشتند از بلندگوی اسکله صدای آهنگران پخش میشد (محدثه رضایی آدریانی: ادبیات پایداری، ش۷/۱۹۳)