وضعیت: «در حال ویراستاری»
شدتوضعف šeddatoza’f [صورت نحوی: شدت و ضعف]
(اسم) حالت زیادوکم و یا قویوضعیف بودن میزان چیزی.
ق۷. اگر جائز باشد صدور دو چیز از او واجب باشد اختلاف ایشان به حقیقت یا به شدت و ضعف (قطبالدین شیرازی، ۳/۴۰) ║ ق۱۲. بدان که بعض طعوم باهم مشارکاند ولیکن در شدت و ضعف و اختلاف ماده و تأثیر فاعل متفاوت مانند حریف که مشارک مُر است (عقیلی خراسانی، ۱۸) ║ ق۱۴. آهن در خون برای حیات واجب است، در شدت و ضعف آهن خون، بدن از اعتدال میافتد (طالبوف۲، ۱۷۹) ║ ۱۳۱۵ش. همۀ احساسات و اوهام و ادراکات و تصورات و ارادات نفس امور کیفی است و البته آن امور شدت و ضعف دارد (فروغی، ۳/۲۸۴) ║ ۱۳۴۴ش. فرق این شیء زیبا با شیء مفید دراصل فقط در شدت و ضعف احتیاج است (زریاب، ۲۲۱)