فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خفنگ

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
خفنگ ‎xafang‎
← کتیبه.
۱۳۸۸ش. دیوار شمالی مسجد، شامل چهار فیلپاست که دو فیلپای آن، در دیوارهای شرقی و غربی قرار دارد. فواصل فیلپاها را اتاق‌هایی تشکیل می‌دهد که دارای پنجره‌های چوبی با خفنگ‌های جناقی است (یوسفی‌فر- یدالله‌پور: فصلنامه گنجینه اسناد، ش۲۹/۷۵) ║ ۱۳۹۱ش. ارتفاع کف پنجره‌ها از کف (O.K.B) بین ۹۰ تا ۱۱۰ سانتی‌متر است. همه پنجره‌ها دولنگه‌ای باشو و یک کتیبه (خفنگ) ثابت در بالا دارند (محسن طبسی: بیناب، ش۱۰۸/۲۲)

معنی خفنگ | فرهنگ جامع زبان فارسی