وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
داربند dârband
۱. ← چوببست۲.
ق۸. اگر چهاردیواری طولانی بسازند و درمیان آن ستونها از چوب بهمقدار پنجشش [گز] برآرند و داربند کنند، مانند داربند انگور... و آب کاریز گرم در پای آن میرود... البته از آفت سرما ایمن بوَد (رشیدالدین فضلالله۷، ۵۳)
۲. ← داربست زدن۱.
ق۸. اگر چهاردیواری طولانی بسازند و درمیان آن ستونها از چوب بهمقدار پنجشش [گز] برآرند و داربند کنند... و آب کاریز گرم در پای آن میرود... البته از آفت سرما ایمن بوَد (رشیدالدین فضلالله۷، ۵۳)