فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ذیل

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ذیل ‎zeyl‎ [جمع: اذیال، ذیول؛ <عربی>]
‌یک‌. (اسم) ۱. قسمت پایین لباس، به‌ویژه لباس بلند؛ دامن.
ق۵. سخن به چهار قِسم است ... و چهارم استخبار است چنین که اندر این بیت این مرد گفته است کز جملۀ متعلّقان به ذیل دین حقّ بودست (ناصر خسرو۵، ۷۷) ║ ق۶. معتصم چون عجز آن خر و حیرت پیر مشاهده کرد، درحال از اسب فرونشست و ذیل مبارک در نطاق همایون زد و خر را از ورطۀ خلاب برآورد، و پنج‌هزار دینار بدان پیر داد (ظهیری۱، ۸۴) ║ ق۷. برید از ذیل خلعت رقعه‌ای چند/ به درویشان مسکین داد پیوند (امیر خسرو۱، ۱۴) ║ ق۸. شهرآرای ... ناگاه ذیل شوی را از گوشه‌ای بدید و بر عطف دامنش نظر افتاد (ثغری، ۴۱۹) ║ ق۹. گردون ندوخت خلعت علمی به قدِ کس/ کآن را طراز ذیل نه «وَاللّه اعلم» است (جامی۱، ۲‏/۴۴‏) ║ ق۱۰. دامن گردون شود پر زر اگر ساید بر او/ گوشۀ ذیل عطایت یا امیرالمؤمنین (محتشم، ۱‏/۲۹۴‏) ║ ق۱۱. هزار خرمن لعل و گهر به باد دهد/ که گرد غم ننشیند به ذیل احسانش (طالب آملی، ۱۷۴) ║ ق۱۲. مرا در درگه خود آشنا کن/ وز این بیگانگان ذیلم رها کن (لامع، ۱۷) ║ ق۱۳. کشیدم آن طرف‌تر ذیل دلقش/ گرفتم چست و چسبان بیخ حلقش (یغما، ۱‏/۲۲۲‏) ║ ق۱۴. تو ای یمین ولیعهد شاه خطّهٔ شرق/ ز ذیل خواجهٔ خود دست برمدار امروز (ادیب‌الممالک، ۲‏/۲۶۵‏) ║ ۱۳۳۰ش. به هنگام غروب اندر شفق چون درشوی، بندی/ طراز ارغوانی‌رنگ بر ذیل خز ادکن (بهار، ۱‏/۳۶۱‏)
۲. (مجاز) بخشی از یک مقاله، مدخل یا فصل کتاب که پس از عنوان یا در میان یک مطلب می‌آید و معمولاً توضیح و شرح آن عنوان یا مطلب است.
ق۶. چون در اثناء این مقاله وعده رفته بود که در ذیل این مقاله شجرۀ آل سلجوق انارالله‌براهینهم ثبت شود، انجاز وعده را ذکر آن داشت (ظهیرالدین نیشابوری، ۱۲۴) ║ ق۸. جَلایِرتای را نیز با سه چهار هزار سوار روانه گردانید، چنانچه آن حکایت در ذیل شعبۀ بَراق مشروح نوشته شد (رشیدالدین فضل‌الله۱۳، ۱‏/۷۷۱‏) ║ ق۹. قول فصحای عرب بعد از این در ذیل بیان فرق میان معمّا و لغز مذکور خواهد شد (محمود حسینی، ۲۴۶) ║ ق۱۰. دقائقی که اهل تحقیق و ارباب تصوف و درویشان در این ابواب فرموده‌اند، در ذیل آن به عرض رسد (حافظ حسین، ۱‏/۱۰‏) ║ ق۱۱. ذکر او در ذیل تذکرۀ شعرا مذکور می‌شود (بداؤنی، ۲‏/۱۷۴‏) ║ ق۱۲. بعض ادویهٔ مفرده ... را با بیان طبیعت و خواصّ و منافع و مقدار شربت و مضارّ و إصلاح ذکر نماید و در ذیل هر یک، تراکیبِ موسومهٔ بدان را (عقیلی خراسانی۱، ۱‏/۳‏) ║ ق۱۳. هرچند ابن بطوطۀ طنجی نیز تبریز را مجملاً سیاحت نموده، اما چون سیاحت او در عهد سلطان ابوسعید خان مغول بوده، آن را در ذیل احوال همان پادشاه می‌نگاریم (اعتمادالسلطنه۵، ۱‏/۶۱۵‏) ║ ق۱۴. در سال ۴۵۸ فضلویه شبانکاره که شرح حال او در ذیل عنوان شبانکاره گذشت، از شاه سلطان الب ارسلان سلجوقی رمیده، پناه به قلعۀ تبر برد (حسن فسایی، ۲‏/۱۶۲۵‏) ║ ۱۳۰۹ش. اجمالاً بیست‌ودو روز در قم بودیم چه‌ها دیدم و چه چیزها فهمیدم نوشتنی و گفتنی نیست. عشری از اعشار و اندکی از بسیار آن را در سفرنامۀ خود نوشته‌ام در ذیل وقایع سنۀ ۱۳۳۴ هـ.ق و ورود به قم (نواب رضوی، ۱‏/۵۶۹‏) ║ ۱۳۵۳ش. در بعضی موارد علاوه بر معانی لغات اطلاعات دیگری را هم که راجع باشد به معانی لغات، مثل تلفظ کلمات یا مترادف‌ها یا اصطلاحات و امثال مناسب، در ذیل لغات ضبط می‌کنند (زرّین‌کوب، ۱۴۹) ║ ۱۳۸۶ش. کیفیت ترتیب اصطلاحات ذیل هر موضوع به‌صورت الفبایی و بدون توجه به ساختار زبانی آن‌هاست (پژمان فیروزبخش: نامۀ بهارستان، ش ۱۳-۱۴‏/۴۱۷‏)
۳. (مجاز) (درمورد کسی) دنبالۀ نسل او.
ق۶. سید هادی از نیشابور با قصبه آمد و پدر من او را ارتباط کرد فی شهور سنۀ اثنتین و تسعین و اربعمائة و او را فرزندان و ذیل و عقب پدید آمد (ابن فندق، ۶۳)
۴. (مجاز) مقداری از هر چیز، که با برگرداندن قسمت پایین پیراهن به بالا، بتوان آن را با خود حمل کرد.
ق۶. طایفه‌ای ... گفتند شیخا ... ما را نیز از این خرمن کیلی باید و از این کاهدان ذیلی (حمیدالدین بلخی، ۲۰۸)
۵. (مجاز) رساله یا کتابی که در تکمیل مطالب اثری دیگر می‌نویسند.
ق۷. ذیل همین نفثة‌ المصدور که نجم‌الدین ابوالرجاء قمی کرده‌است ... هرچه از تقلب احوال اهل روزگار ... مشاهده کرده، به هر یک اشارتی لطف‌آمیز کند (وراوینی، ۱‏/۸‏) ║ ق۸. ذیل کتاب جامع التواریخ که تألیف این ضعیف بود و به نام مبارکش تمام کرده، خواجه رشیدالدوله بر او عرض کرد (ابوالقاسم کاشانی۱، ۲۴۰) ║ ق۹. چون شیخ قطب‌الدین، که کتاب مذکور را بعد از وفات پدر ذیلی پرداخته، به دولت تقبیل قوایم سریر خلافت‌مصیر فایز گشت، عاطفت پادشاهانه شامل حال او شد (شرف‌الدین یزدی، ۲‏/۱۲۱۲‏) ║ ۱۳۲۷ش. فرد جلی این قسم از کتب تاریخی تاریخ معروف وصاف است؛ این کتاب که به عنوان ذیل‌ تاریخ‌ جهانگشای جوینی‌ تألیف شده اسـت، شامل تاریخ سلسلۀ ایلخانیان مغول در ایران است (عطارد: زبان و ادب فارسی، ش ۱۰‏/۲۷‏) ║ ۱۳۵۰ش. تاریخ نو یا به قول نادر میرزا، تاریخ جهانگیری، چنان‌که گفتیم، ذیل تاریخ قاجاریه، تألیف عبدالرزاق بیگ دنبلی است (آرین‌پور۱، ۱‏/۱۸۸‏) ║ ۱۳۸۶ش. بروکلمان ... در ذیلی که بر تاریخ ادبیات عربی نوشت ... نام نویسندۀ غرر را به ابومنصور الحسین بن محمد المرغنی ... تصحیح کرد (محمود امیدسالار: نامۀ بهارستان، ش ۱۳-۱۴‏/۱۳۲‏)
۶. (مجاز) (درمورد مطلب یا امری) ادامه و دنبالۀ آن.
ق۷. فسادی آشکارا می‌کردند ... و بر آن افعال مذموم و حرکات نامعلوم ... جملۀ مردم این خطه از غریب و بومی ... انکار می‌نمودند و ضرائب شتم {متن: شیم} و لعن در ذیل و ذنابۀ {متن: ذبابه} آن می‌فزود (تاریخ شاهی، ۲۵۹) ║ ق۸. چون سخن در بیان تفاصیل ابواب عشره به آخر رسید ذکر احوال و مقامات سالکان طریق حقیقت به درجۀ وصول کشید، اقتصار بر این مقام و تقصیر ذیل کلام لازم شد (عزالدین کاشانی، ۴۳۰) ║ ق۱۲. این علمی است که تعلق به بدن انسان دارد و به امور خارج محتاج نیست، و اگر شخصی چند روز به‌موجب قواعدی که در ذیل مسطور است به شغل آن پردازد، بی‌مزید کُلفتی و احتمال ریاضتی، اکثر حکم‌هایش از سوی خطا محترز باشد و به صَوبِ صواب مایل (شیرعلی لودی، ۱۰۸) ║ ق۱۳. همه‌روزه در خارج و داخل هرات جنگ در کار بود و ذیل قضیّه طولانی گردیده و چیزی که بیشتر عایق نیل مرام شد این بود که باطناً امرا با هم مخالفت به هم رسانیدند (اعتمادالسلطنه۲، ۳‏/۱۶۴۲‏) ║ بر علاوۀ قنواتی که در ذیل مذکور می‌شود، بیشتر محلات کاشان سی‌پک‌های بسیار خوب دارند بجهة رفع بعضی ضرورت‌ها (ضرّابی، ۱۳۱) ║ ۱۳۰۸ش. بنات‌البحر یازده جزیره است متعلق به حکومت بوظبی و ... اسامی آن جزایر با اوزان در ذیل آید: ... (سدیدالسلطنه کبابی۲، ۹۶) ║ ۱۳۵۷ش. دو داستانی که در ذیل ملاحظه می‌فرمائید به قلم چخوف نویسندۀ مشهور روسی است (جمالزاده۹، ۲۸۷) ║ ۱۳۸۱ش. آنچه در ذیل می‌آید، نگاهی به زوایای مختلف احیای تفکر دینی در مکتب امام خمینی رحمه الله است (حسن رضائی‌مهر: رواق اندیشه، ش ۹‏/۱۰۵‏)
۷. (مجاز) (درمورد جایی یا چیزی) قسمت پایین آن.
ق۷. وآن بیابان سربه‌سر در ذیل کوه/ پُر خلایق شکل موسی در وجوه (مولوی۲، ۳‏/۴۱۱‏) ║ ق۸. شیخ صدرالدین ... حظیرۀ مقدسه‌ای ... بنا کرد و بساخت و در ذیل حظیره قبّۀ طاهرۀ فرط الاولیاء و الصدیقین خواجه محیی‌الدین است (ابن بزّاز، ۹۸۸) ║ ق۹. چون ز عین ماه نو روشن شود ایوان عید/ بگذرد از فرق فرقد ذیل شادروان عید (عبدالرزاق سمرقندی، ۲، ق۲‏/۸۶۸‏) ║ ق۱۰. ابن مقله چنین گوید که با مرکب است از دو خط: ... خط اول که سرِ با است یک نقطۀ طولانی باید و خط دویم که ذیل آن است در ثلث به‌قدرِ الفِ ثلث (فتح‌الله سبزواری، ۱۱۳) ║ ق۱۳. ابتدای آن در جلگۀ وسیع، ذیل و یمین و یسارش مطرز به چندین مزرعۀ سبز دلکش بدیع و انتهایش بر فراز کوهی عظیم و رفیع واقع است (ضرّابی، ۱۵) ║ ق۱۴. یک دیواری که ذیل آن یک دهلیزی را نشان می‌دهد و در طاق آن یک مجسمۀ رب‌النوع پیداست محو گردیده، روح زرتشت ... پیدا می‌شود (عشقی، ۲۳۰)
۸. (مجاز) (درمورد جایی) ناحیه یا منطقه‌ای در اطراف آن و متعلق به آن.
ق۷. در ایالت فرمان ما هیچ مخالفی را زَهره‌ای نبوده‌است که ذیل حدود ما را بسودی و یا پیرامن مخاصمت ما گشتی (کوفی، ۲۴۲) ║ ق۹. قبر مبارک او هم در ذیل آن قریه است و وقفی که بر آن مشهد مبارک کرده‌اند، حالیا برجاست (مرعشی، ۲۲۶) ║ ق۱۴. باغ سفلی طولش پانصد ذرع و عرضش تا صدوپنجاه ذرع ... باز در ذیل آن اراضی دیگر است که اکنون بایر ولی قابل دایر شدن و جزو باغ می‌توان کرد (علی‌آبادنامه، ۲۴۰)
۹. (مجاز) (درمورد نامه، سند و مانند آن‌ها) حاشیه و معمولاً قسمت پایین و انتهای آن.
ق۸. خواجه رشیدالدین ... هر فصلی را از آن عرضه داشت جوابی در ذیل نوشته‌است (رشیدالدین فضل‌الله۶، ۱۸۹) ║ ق۹. توقیع: نشانی که در نامه یا مکتوب کنند و چیزی که در ذیل نامه نوشته یا امضاء کنند (محمد بن عبدالخالق، ۱‏/۳۷۳‏) ║ ق۱۱. سلطان بهادر ... التماس خلاص او نموده، در ذیل، بعضی کلمات درشتی‌آمیز مرقوم کرده بود (معصومی، ۱۶۲) ║ ق۱۳. وقایع‌نگار گفت ... نیکو آن است که من حکم شاهنشاه ایران را بر لوحی رقم کنم و تو پاسخ خود را در ذیل آن نگار دهی تا مرا حجتی باشد (لسان‌الملک سپهر، ۱‏/۳۵۸‏) ║ ق۱۴. شرحی را که در ذیل مراسلۀ آقای آقا میرزا محمدصادق تاجر بروجردی مرقوم داشته بودید ملاحظه کردم (اسناد تجاری، ۳۵۵) ║ ۱۳۰۹ش. در ذیل اعلانات که دوازده ورقه بود ... تمام نمایندگان امضا فرمودند (نواب رضوی، ۱‏/۶۹۱‏) ║ ۱۳۳۸ش. احتیاجی به امضا ندارد، کافی است که فقط اسم خود را در ذیل حواله بنویسم (قاضی۱، ۱‏/۲۵۵‏) ║ ۱۳۸۲ش. یکی از آن‌ها ذیل اظهاریه نوشت، ما شما را قابل نمی‌دانیم که باهم همکاری کنیم (جعفری، ۲‏/۷۱۴‏)
۱۰. (مجاز) مطلبی که معمولاً به‌صورت بخشی مجزا در پایان کتاب یا نشریه می‌آید؛ پیوست.
ق۸. ... شکر حق را که از خزاین غیب / ریخت چندان جواهرم در جیب - این ذیل پایدار که با دامن قیامت دوخته باد مظلۀ هشت‌بهشت و چهار روضۀ دیگر ساخته آمد (امیر خسرو۳، ۳۲۴) ║ ق۱۰. ذیل: در مجملی از احوال سلاطین سلاجقه (حافظ حسین، ۱‏/۶۱‏) ║ ق۱۴. ترجمۀ مقالۀ جمادی‌الاولی را با ذیلی در آن دیدم که اسباب مبلغی امیدواری بود (تربیت، ۲‏/۱۱۰۰‏) ║ ۱۳۳۳ش. طاماس هاید ... در ذیل یا تعلیقاتی که بر این قسمت کتاب نوشته‌است شرحی از یک کتاب فارسی نقل کرده‌است (مینوی۱، ۳۰۱) ║ ۱۳۶۳ش. از آن جالب‌تر ذیلی بود که مترجم آن رشید یاسمی راجع به ادبیات معاصر بر آن افزوده بود (ندوشن، ۲‏/۲۴۶‏)
۱۱. (مجاز) (درمورد مجلس یا مکان‌هایی که افراد مختلف در آن می‌نشینند) قسمتی که مخصوص افرادی است که رتبۀ پایین‌تری دارند و معمولاً نزدیک به در ورودی است.
ق۱۴. ولیعهد صدر مجلس و ظل‌السلطان و شعاع‌السلطنه در طرفین و به همین نسبت خود عین‌الدوله در ذیل مجلس می‌نشیند (فروغی۱، ۲۶۹) ║ ۱۳۲۳ش. پس از تحقیق معلوم شد که اصولاً مجلس را به شکل دایره طوری ساخته‌اند که صدر و ذیلی ندارد (جمال‌زاده۴، ۷۴) ║ ۱۳۶۳ش. توی گرم‌خانه نیز جای صدر و ذیل بود. جلو خزینه که سنگ صافی داشت، جای محترم بود (ندوشن، ۱‏/۳۰‏) ║ ۱۳۸۰ش. چون بیشتر تکایا و میدان‌ها و کاروان‌سراها مدوّر یا بیضی‌شکل و مستطیل بودند و صدر و ذیلی نداشتند، شبیه امام روی تخت تکیه یا صحنۀ میدان در جایی می‌نشست که دالان تکیه ... مقابل او قرار می‌گرفت (شهیدی، ۳۲۷)
۱۲. (مجاز) کسی که رتبه یا جایگاه پایینی دارد.
ق۱۴. امروز نشینید بر این مسند و فرداست/ کز ذیل گرفته همه با صدر قرینید (عشقی، ۳۴۸) ║ ۱۳۲۱ش. تمام عمّالِ این دوره، از صدر تا ذیل، بی‌ایمان بودند (علوی۱، ۲۲۳) ║ ۱۳۴۷ش. عزت که با شنیدن این مطالب از خود بی‌خود شده، صدر و ذیل را به دم ناسزا گرفته بود، گفت: الهی عزت نباشه که این تعریفا رو بشنفه، آخه مگه تو چی کار کرده بودی که باید این بلاها رو به سرت بیارن؟ (شهری۴، ۱۲۹) ║ ۱۳۷۹ش. تخصّص و اعتبار و شهرت و کارِ اداری، صنار نمی‌ارزه. یک وزیر که عوض بشه، از صدر تا ذیل همه عوض می‌شن! (محمود۲، ۱‏/۲۶۱‏)
۱۳. (در اصطلاح صیادان مروارید) مرواریدی کوچک‌تر از اندازه‌ای معیّن.
۱۳۰۸ش. مرواریدهائی که طاس اول به خود گرفته و بقیه را خارج سازد رأس و آنچه طاس دوم به خود خواهد گرفت بطن و آنچه در طاس سوم باقی ماند ذیل گویند؛ بقیهٔ دیگر را ذیل گویند تا طاس هفتمین (سدیدالسلطنه کبابی۲، ۸۱)
‌دو‌. (صفت) (درمورد مطلبی) که بلافاصله در دنبالۀ مطلب دیگر آورده می‌شود.
ق۱۲. به صیغۀ مواجب، چیزی در وجه عالی‌جاه مشارالیه مقرّر نیست و جیره و رسم‌الوزارة و انعام همه‌ساله و حق‌القرار و سایر رسومات که در وجه وزراء دیوان اعلی مقرّر بوده، موافق سررشتجات دفتری به‌موجب تسوید ذیل: بابت رسم‌الوزارة از محال معین: هشتصدوسه تومان و سه‌هزارونهصدوچهل‌وسه دینار (رفیعا، ۱۸۹) ║ ق۱۳. سپاه روسیه به‌موجب تفصیل ذیل است: توپچی سواره و پیاده نظامی و قلعجات و سنگرات چهارهزار نفر سالدات نظام با تفنگ و یراق و سایر ضروریات سیصدوپنجاه هزار نفر (میرزا صالح۲، ۱۴۲) ║ ق۱۴. از وزارت جلیلۀ داخله پیشنهاد ذیل را جداً خواستاریم: ابقاء محکمۀ جزاء سابق یا تشکیل محکمۀ جزای جدید از اشخاص بی‌غرض و روسای نظام با نظارت هیات منصفه (اسناد تجاری، ۱۵۲) ║ ۱۳۰۰ش. حکایت ذیل در موقع جنگ عمومی و زدوخوردهای ملّیون ایرانی و روس‌ها در اطراف کرمانشاه در اوایل سنۀ ۱۳۳۴ نوشته شده است (جمالزاده۱، ۵۴) ║ ۱۳۴۵ش. ما به دلائل ذیل رهبری سازمان انقلابی حزب تودۀ ایران در خارج از کشور را فاقد چنین صلاحیتی می‌دانیم (مقالات جریان، ۱۲۹) ║ ۱۳۷۷ش. ساعت نُه بیدار شدیم و این عادت کوفتی من که شست پام را تکان می‌دهم، نتیجۀ ذیل را به بار آورد (شاملو۱، ۱‏/۳۹۵‏)
ترکیبات دیگر: از صدر تا ذیل؛ دست از ذیل چیزی (کسی) کوتاه شدن؛ دست در ذیل چیزی (کسی) زدن؛ ساحب ذیل؛ طهارت ذیل؛ گرد چیزی بر ذیل کسی نشستن؛ وسعت ذیل
ارجاعات: صدروذیل

معنی ذیل | فرهنگ جامع زبان فارسی