وضعیت: «در حال ویراستاری»
شدود šodud [جمعِ شد]
جمعِ شد۴.
ق۹. به طریق مرغوب بنوازد و ابیات و اشعار مناسبه با آن نغمات و شدود مقارن گرداند تا سامعان را رقّت آید (عبدالقادر مراغی۱، ۴۲۰) ║ ق۱۰. اهل این صنعت دورها را به عربی شدود خوانند و به عجمی پردهها (الادوار، ۴۳)