وضعیت: «در حال تأیید»
عرادهرو arrâderow, arâde- [<← عراده + رو (← رفتن)>]
(صفت) ← ارابهرویک..
ق۱۳. کدام پیغمبر میتوانست این عوایق را زودتر از ده سال از میان بردارد و راه ترقی را عرادهرو بکند (طالبوف: آرینپور۱، ۱/۲۹۰) ║ ق۱۴. اگر کمپانی بخواهد از مراغه و ساوجبلاغ ... و غیره الی شهر اردبیل راه را تسطیح کرده، عرادهرو بکند، مجاز و مختار است (ایران۱، ۴/۲۷۳۵) ║ ۱۳۲۱ش. دلشان را به خیابانی که شاه برای سلطنتآباد کشیده و عرادهرو نموده بود، خوش میکردند (عبدالله مستوفی، ۱/۱۰۶) ║ ۱۳۶۱ش. صورت اسامی راههای قلعۀ طبیعی کلات که دو راه آن عرادهرو و چند راهی هم سواره و باقی راه پیاده است ... بهترتیب نوشته میشود (قدرتالله روشنی زعفرانلو:فرهنگ ایرانزمین، ش۲۵/۱۷۴)