فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تسحر

وضعیت: «در حال ویراستاری»
تسحر ‎tasahhor‎
(اسم) خوردن غذا در سحر پیش از آغاز روزه‌داری.
ق۷. کسی خواهد که مردمان را به استغفار سحر دعوت کند ... و گوید که مراد تسحر است به ذکر، با آنکه می‌داند که مراد نان خوردن است و یا خواهد که با دل سخت مجاهده فرماید (مؤیّد خوارزمی، ۱‏/۶۲۹‏) ║ اگر دل روزه‌دار پس‌ از نماز شام به طعام ملتفت شود و آن از حضور دل در تهجد مانع آید اولی آن باشد که طعام خود را دو نیم کند اگر دو گرده باشد مثلاً یکی وقت افطار خورد و یکی وقت سحر تا نفْس او ساکن باشد و تن او وقت تهجد سبک بوَد و به‌ سبب تسحر گرسنگی روز قوی نشود (مؤیّد خوارزمی، ۳‏/۱۹۲‏)

معنی تسحر | فرهنگ جامع زبان فارسی