وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاعتبار kasirol’e’tebâr
(صفت) ۱. (درمورد چیزی) که بسیار مورد توجه و استعمال باشد.
ق۹. طریق جمهور شعرای عجم آن است که... ترصیع را مقدم میدارند... بیانِ بعضی اقسامش که کثیرالاعتبار است یعنی ترصیعمعالتجنیس موقوف است بر بیانِ تجنیس (محمود حسینی، ۹۵)
۲. (درمورد کسی) که شان و شوکت بسیار داشته باشد.
ق۱۲. ورود آن جماعت در خدمت عالیجاه بیگلربیگی و سردار کثیرالاعتبار عرض و جمعی را به سرکردگی یحیی خان حاکم سرخس معین و با قشون بیات و حاکم دارالمؤمنین سبزوار و حاکم تربت حیدریه متعاقب تا توابع تون و برونه محاربه و مجادله سالماً غانماً روانۀ اوطان خود شده قشون مزبور بی نیل مقصود مراجعت ننمودند تا واضح باشد (عبدالنبی بهبهانی، ۱۱۰) ║ عالیجاه کلبعلی خان زیاداغلی قاجار را به رتبۀ بلند ایالت اُلکاء قراباغ سرافراز و به لقب والای امیرالامرایی ... و تعیین مقرری مهمانی به دستور مسلوک قدیم با والیان کاخت، آن صوفیزاده را کثیرالاعتبار ساخته (محمدابراهیم نصیری، ۵۶)
۳. (درمورد سند) که ارزش قانونی زیادی داشتهباشد. بسیار موثق.
ق۱۲. رقم تیولنامچۀ عالیجاه قورچیباشی... را که نواب طوبیآشیان قدسمکان عنایت فرموده بودند به مُهر مِهرآثار که سجعش «وارث مُلک سلیمان جهان سلطان حسین» بود، مزین و کثیرالاعتبار گردانیدند (محمدابراهیم نصیری، ۲۰)