فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زاید‌النور

وضعیت: «در حال تأیید»
زاید‌النور ‎zâyedonnur‎
‌یک‌. (صفت) (درمورد ماه) که نور آن در حال افزایش یافتن است.
ق۷. کِشت را آن‌گه کنند که قمر زایدالنور و سریع‌السیر بوَد تا کِشت نیکو آید و دانه افزون‌تر شود (دنیسری، ۲۵۷) ║ ق۸. این شکل را ... اگر قمر زایدالنور بوَد و از نحوس بَری، به طالع قوس بکشند یا در شرف آفتاب، در هرجا که تعیین کنند، در آن موضع خوف و پریشانی نباشد (شمس‌الدین آملی، ۳‏/۵۲۸‏) ║ ق۱۰. ز ماه بدر گر شد نور مستور / پدید آمد هلالی زایدالنور (اسناد شاه طهماسب، ۴۹۵) ║ ق۱۳. در نیمۀ اول ماه ... قمر زاید‌النور باشد (نوری، ۱‏/۴۰۷‏)
‌دو‌. (اسم) نیمۀ اول ماه قمری که در آن نور ماه در حال افزایش یافتن است.
ق۱۲. خفاش ... شب، خصوصاً شب‌های ناقص‌النور، به سبب تاریکی برمی‌آید ... و در زایدالنور کمتر برمی‌آید و از این‌ جهت مرض روزکوری را خفش و صاحب آن را اخفش می‌نامند (عقیلی خراسانی، ۳۹۵) ║ در زایدالنور، یعنی از اول ماه تا چهاردهم، و در وقتی که قمر در برج جوزا باشد، حتی‌المقدور جایز نیست فصد و حجامت و اخراج خون، مطلقاً؛ مگر آن که ضرورتِ بسیار داعی و خوف هلاکت باشد (عقیلی خراسانی۱، ۱‏/۱۶‏)

معنی زاید‌النور | فرهنگ جامع زبان فارسی