فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شاکی‌السلاح

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شاکی‌السلاح ‎šâkesselâh‎
(صفت) (درمورد کسی) که تعداد زیادی سلاح با خود حمل می‌کند و کاملاً مسلّح است.
ق۶. #گردون دون چون مرا بسته دید و میدان تنگ در معرکۀ تعریک من شاکی‌السلاح ایستاده، و در شکستن جیش امید من شکسته‌دل تعبیه‌های عجب ساخته (بهاءالدین بغدادی، ۳۲۶) ║ ق۱۴. #در روز دوشنبه بیستم ربیع‌الاول، در حوالی اوچ کلیسا عباس میرزا نایب‌السلطنه عساکر را شاکی‌السلاح ساخته، به دفع روسیان از جای ‌جنبش کردند (اعتمادالسلطنه۴، ۵۴) ║ ۱۳۰۷ش. دیدیم سه‌چهار نفر عرب، عرب شاکی‌السلاح ... به طرف بقعۀ عون می‌آیند (آقا نجفی، ۶۶۲)

معنی شاکی‌السلاح | فرهنگ جامع زبان فارسی