فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

تجردسرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
تجردسرشت ‎tajarrodserešt‎
(اسم) کسی که از وابستگی‌های این‌جهانی دل بریده‌است.
ق۱۲. تجرّدسرشتی که همچون صدا/ به‌جز مدّ آهی ندارد عصا (بیدل، ۳‏/۷۳۲‏) ║ تجرّدسرشتی کلوخی به‌دست/ سرِ راه صاحب‌کمالی نشست (بیدل، ۳‏/۷۴۳‏)

معنی تجردسرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی