فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چیت

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چیت ‎čit‎ [گونۀ دیگر: چهیت]
(اسم) پارچه‌ نخی معمولاً از جنس پنبه که روی آن نقوش مختلف چاپ شده است و برای دوخت لباس‌های زنانه و مردانه در تابستان و فصول گرم سال به کار می‌رود.
ق۷. اگر پرسند که در وقت باسمه کردن چیت کدام آیه می‌خوانی، بگو که ... {فتوت‌نامهٔ چیت‌سازان، ق ۱۰} (رسایل جوانمردان، ۲۳۰) ║ ق۱۰. قطیفة چیت سننفه‌باف بکمی (صادقی بیک۲، ۱۶۰) ║ ق۱۱. می‌انزَکد نگار من، از دل‌بران دهر/ آری قماش چیت و قلم‌کار نازک است (طرزی، ۲۱) ║ ق۱۲. زرتار ماه جامة آن سیمتن کنید/ چیت هزار بوتة گل خوش‌قماش نیست (تأثیر، ۳۳۰) ║ ق۱۳. رنگ چیت اروس دوام ندارد به‌محضِ اندک استعمال برطرف می‌شود به‌خلافِ چیت انگریز که پاره هم که می‌شود رنگ آن عیب نمی‌کند و دوام بسیار هم دارد (علوی شیرازی، ۹۴) ║ ق۱۴. میرزامحمدخان‌نام دیروز به دکان حبیب‌نام بزاز رفته مقداری «چیت» خریده، به‌واسطة قیمت چیت نزاعشان شده (گزارش نظمیه، ۲‏/۶۰۴‏) ║ ۱۳۰۹ش. این نکته هم مخفی نباشد که به خدا قَسم اگر از این پنج تیرۀ تجار که عرب و لاری و رشتی و افشار و غیره باشد، یک قران یا یک تومان یا ده تومان یا صد تومان وجه نقد یا یک نوت یا یک دو تومانی یا برات و حواله از یک قران و یک دینار الی صد تومان و دویست تومان و بالاتر یا کم‌تر یا درمی جنس از یک درم الی هزار من از گندم یا جو یا برنج یا روغن یا قند یا چایی و تنباکو و نخود و عدس و ماش یا لوبیا یا کشک الی زغال یا یک ذرع پارچه الی یک توپ یا دو توپ و بالاتر یا کم‌تر ازقبیل ماهوت یا فاستونی و یا چلواری یا [کلمه ناخوانا] دبیت یا چیت نازک یا ضخیم یا یک طاقه یا عبای نازک یا کلفت از نائینی یا نجفی یا یزدی یا بوشهری یا غیره ازطرف ایشان به من رسیده یا وعده داده‌اند (نواب رضوی، ۱‏/۵۱۲‏) ║ ۱۳۴۰ش. اشرف... یک پیراهن چیت گل‌دار و یک قوطی کفش دستش بود. کت مخمل را ازتن محترم درآورد و پیراهن چیت را کرد تنش (دانشور۳، ۱۵۱) ║ ۱۳۶۹ش. کوکب و پری و ترکان جامه‌هایِ چیت پوشیدند و روسریِ نخی به ‌سر بستند (علیزاده، ۱‏/۱۲۲‏) ║ ۱۳۸۲ش. هنوز مادرم را می‌بینم: میانه بالا، لاغر اندام، چشم‌وابرو مشکی، بلندگیسو، بیضی‌چهره و گندم‌گون، با پیراهنِ چیت و چادرنمازِ خال‌خالی (جعفری، ۱‏/۱۹‏)

معنی چیت | فرهنگ جامع زبان فارسی