وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیانگرا(ی) osyânge(a)râ(y),es-
(صفت) ۱. (کسی) که به انجام گناه گرایش و تمایل دارد.
ق۷. زین تن روزیخور عصیانگرای/ دور کن اندیشۀ کفراننمای (امیر خسرو۸، ۱۴)
۲. به نظر میرسد در این شاهد به معنای «سوق دهنده به سوی عصیان» است. یعنی:
( چیزی یا کسی) که دیگری را به نافرمانی و شورش وامیدارد یا به سوی نافرمانی و شورش میکشاند.
۱۳۷۰ش. به هنگامِ مشاوره با پدران و مادرانی که برای شکایت از کودکان عاصی نزد من میآیند، بیدرنگ درمییابم که گرایش والدین نسبت به کودک، نادرست و عصیانگراست (خوشدل، ۲۳۷)