فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

مجردسرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
مجردسرشت ‎mojarradserešt‎
(صفت) (کسی) که تعلّق و دلبستگی به مادیات ندارد.
ق۱۱. آن مجرّدسرشت نورانی/ تن مجسّم ولیک روحانی (فیّاض لاهیجی، ۲۱۳)

معنی مجردسرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی