فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

بااستعداد

وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااستعداد ‎bâeste’dâd‎
(صفت) ۱. (درمورد کسی) که دارای توانایی و مهارت برای انجام کاری است.
ق۱۳. کریم‌خان ... چنان مردِ قابلِ بااستعدادی است که، اگر تحصیلِ علم نموده‌بود ... مجتهدی شده‌بود، جامع‌الشرایط (رستم الحکما، ۲۸۴) ║ طرف مقابل و مدعی سردار هرات بااستعداد و قوی است (فرّخ خان، ۴‏/۱۴۹‏) ║ ق۱۴. جوانان بااستعداد در آن مدارس برای خدمت وطن خود را قابل و حاضر می‌نمایند (تربیت، ۲‏/۱۰۹۸‏) ║ ۱۳۱۵ش. امروزه احاطه به هیچ‌یک از آن‌ها برای یک‌نفر هرقدر باهمّت و بااستعداد باشد میّسر نمی‌شود (فروغی، ۲‏/۷‏) ║ ۱۳۲۴ش. اگر بچّۀ مشدی‌ تقیِ علّاف باهوش و بااستعداد از آب درآمد و بچّۀ من که حاجی‌زاده است، تنبل و احمق بود، وامصیبتا! (هدایت۳، ۱۲۵) ║ ۱۳۴۰ش. ایشان همان جوانِ نویسنده‌ای هستند که ... آقایان او را بااستعداد تشخیص دادند (صادقی، ۱۸۵) ║ ۱۳۶۳ش. چه آدم‌های نازنین و زحمت‌کش و فداکار و بااستعدادی بوده و هستند (مرادی کرمانی، ۱۰) ║ ۱۳۸۷ش. مرحوم میرزا احمد وقار ... مؤلّف کتاب «انجمن دانش» که او نیز از گویندگان شیرین‌سخن و از افراد هنرمند و خوش‌خط و بااستعداد خاندان وصال بوده (نامۀ بهارستان، ش۱۳-۱۴‏/۴۳۹‏)
۲. (درمورد مکانی) مستحکم و مقاوم و دارای قابلیت برای انجام کاری در آنجا.
ق۱۳. به‌سببِ کثرت استحکام آن محل اگر قشون جزیی در آن کوه بااستعداد لازم باشد بسیار مشکل است که قشون کلّی به‌زودی توانند به غلبه و محاصره بر آن‌ها غالب آیند (دولت علیّه، ۲‏/۷۸۰‏) ║ ق۱۴. قریۀ مبارک‌آباد: قنات آن قدیم است در عهد شاه مرحوم دایر شده، بسیار معتبر است. آب شیرین گوارا دارد، مُلک بااستعداد. یک فرسخی شهر واقع است (ارباب، ۱۰۰) ║ زراعت در زمین‌های بااستعداد کمک بزرگی به تجارت می‌نماید (تربیت، ۱‏/۵۶۱‏) ║ ۱۳۰۹ش. کِی در ایران ایجاد کارخانجات بود که معادن را کار کنند و اراضیِ بااستعداد را آباد نمایند و هرجا قابل احداث قنات است، قنوات احداث کنند؟ (نواب رضوی، ۲‏/۹۴۰‏)