فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وااستیدن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وااستیدن ‎vâ’estidan‎ [املای دیگر: واستیدن]
(فعل متعدی) بازداشتن و مانع شدن.
ق۵. الازدجار: وازدن و واستیدن به زجر کسی (زوزنی، ۶۹۰)