فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پرما

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پرما ‎parmâ‎
← مته‏۱.
۱۳۶۲ش. می‌بینند که نیش‌های بالاوپایین ساق دست را مثل پرما سوراخ کرده‌اند (دولت‌آبادی۱، ۱۰‏/۲۷۰۹‏) ║ ۱۳۷۶ش. پاره‌ای از کلمات محلی خراسان نظیر: نزم، پرما را در خود پذیرفته (کیان، ش۳۷‏/۷۵‏)

معنی پرما | فرهنگ جامع زبان فارسی