فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خزینه

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
خزینه ‎xazine‎
۱. شیار و حفره قسمت سرِ پیچ که معمولاً صاف و مسطح است.
۲. سوراخ و حفرۀ کوچک سطح قطعه‌ای که معمولاً پیچ را در داخل آن قرار می‌دهند و می‌پیچانند.

معنی خزینه | فرهنگ جامع زبان فارسی