فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قرض‌الشعر

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قرض‌الشعر ‎qarzošše’r‎
(اسم) سرودن شعر و شناخت و نقد آن ؛ قرض شعر.
ق۹. شدی سلمان عهدت در صنایع بنده گر او را / نبودی فکر قرضی غیرِ قرض‌الشعر چون سلمان (محمود حسینی، ۲۹۳) ║ ق۱۴. @ میرزا تقی‌ خان مجدالملک طراز حُلّۀ چند علم است، از معقول و منقول و عِرق دوحۀ چند فن از فروع و اصول مانند صناعتی اِعراب و اشتقاق، و بعضی از شعب حکمت و اخلاق و علوم‌ ثلثۀ بلاغت و ملکۀ قرض‌الشعر و نقدالشعر و علم‌الخط و انشاءالرسائل و غیرذلک من الفنون و الفضائل (اعتمادالسلطنه، ۱‏/۲۵۳‏)

معنی قرض‌الشعر | فرهنگ جامع زبان فارسی