فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غفران‌منقبت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
غفران‌منقبت ‎qofrânmanqebat‎
(صفت) (عنوانی محترمانه درمورد شخص درگذشته) که آمرزیده شده است و این موجب مباهات است (؟)؛ مرحوم، مغفور (تک شاهد است و مدخلیت ندارد. پیشنهاد حذف).
ق۱۲. به این نهج مشهورِ خاص و عام می‌گردانید که مهر سپهر دولت و اقبال و ماه آسمان حشمت و اجلال، گل گلشن دولت و آبرو، قالع شجرۀ خبیثه و سلالۀ خاندان خواقین کشورگشای حق‌جو، نقاوۀ دودمان فرماندهان نیک‌رأی فرشته‌خو، حضرت مرحمت و غفران‌منقبت، سدو نوّرالله‌مرقده‌وبرّدالله‌مضجعه ـ که جدّ امجد حضرت اعلی شاهی ظلّ‌اللهی است، با صالح، جد این بندۀ درگاه عالم‌پناهی برادر صلبی بوده‌اند و من با خدیو انجم‌حشم در نسب بنی‌عم و در کامروایی از دیگران انسب و اولی‌ام و تمامی امور دین و دولت را من از پیش می‌برم (حسینی منشی، ۵۳۲)

معنی غفران‌منقبت | فرهنگ جامع زبان فارسی