فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌پژوه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌پژوه ‎osyânpažuh,es-‎
(صفت) (کسی) که در برابر امیر یا حاکمی نافرمانی کرده و با او به مخالفت و دشمنی ‌پرداخته‌است (شاید حذف شود، چون تمام شواهد از یک متن است).
ق۱۲. به ریزشِ گلوله‌های صاعقه‌آثارِ زنبورک، ابرِ بلا را، بر سرِ حزبِ کفّار، ژاله‌بار ساخته، بنای وجودِ بی‌سودِ آن گروهِ عصیان‌پژوه را به خاک برابر سازد (حسینی منشی، ۴۵۷) ║ به ریزشِ بارانِ گلولۀ تفنگ و حملۀ هیونانِ صرصرآهنگ، کوهِ انبوهِ گروهِ عصیان‌پژوه را مثل بنای راسخ که از زور سیلِ تند به جنبش آید، متزلزل ساخت (حسینی منشی، ۴۷۱)

معنی عصیان‌پژوه | فرهنگ جامع زبان فارسی