فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فاستدن

وضعیت: «در حال ویراستاری»
فاستدن ‎fâsetadan‎
⇐ بازستدن.
ق۴. حقّا که خدای زودآمرزشی است وافروختن اسیران را، بخشاینده‌ای است که عذاب از شما بگرداند به فاستدن بهای اسیران (تفسیر طبری، ۳‏/۵۹۲‏) ║ ق۵. الاِنتِقاد: نقد فاستدن (زوزنی، ۲‏/۶۸۸‏) ║ ق۶. ساره آن نامه فاستد و پنهان کرد و سوی مکه رفت (ابومحمد نجار، ۱۰۱)

معنی فاستدن | فرهنگ جامع زبان فارسی