وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیانآمیز osyân(’)âmiz,es-
(صفت) (سخن یا رفتاری) که همراه با مخالفت و اعتراض نسبت به امری باشد.
۱۳۴۳ش. زن استاد لحنِ عصیانآمیزی به خود گرفت و گفت: خوب خانم (نامور، ۳۹۲) ║ ۱۳۶۱ش. تفکراتی که امکانِ دامن زدن به گرایشی شکاکآلود یا عصیانآمیز را ایجاد میکند، از پیش با انضباطِ اکتسابیِ درونی، از میان میرود (صالح حسینی، ۱۹۵) ║ ۱۳۶۸ش. میخواهد ... خود و مخاطب خود را ... به همین اندازه ظرافت و طنزِ عصیانآمیز و رندانه، که نوعی دهنکجی به یک واقعیتِ تلخ و مقهورکننده است، دلخوش سازد (زرّینکوب۲، ۱۱۵) ║ ژاک ... با حرکتی عصیانآمیز از جا برخاست (نجفی۱، ۲/۸۲۱)