فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ثمرت

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمرت ‎samarat‎ [گونۀ دیگرِ ثمره؛ املای دیگر: ثمرة؛ املای دیگرِ ثمرة؛ جمع: ثمرات]
۱. ← ثمر‏‌یک‌. ۱.
ق۵. هوشهنگ... کشاورزی و عمارت زمین‌ها و تقدیر آب‌ها و ورزیدن غلّه‌ها و ثمرة‌ها پدید آورد (ابن بلخی، ۲۷) ║ یک کلمه که وی بگوید هم‌چون تخمی باشد که در زمینی پاک افکنند؛ اثر بسیار کند و ثمرت زیادت بازدهد (غزالی۱، ۱‏/۲۵۸‏) ║ ق۶. هرکه درخت شتاب‌کاری کاشت جز ثمرت پشیمانی بر نداشت (محمد بخاری، ۲۳۷) ║ ق۷. هرکس بیخ خشک کاشت، به اجتنای ثمرتش بهره‌مند نگشت (جوینی، ۱‏/۶۲‏) ║ ق۸. میوه‌ای بیفتاد. ماری سیاه بیامد و دندان در آن میوه فروبرد و کام خود را از آن ثمرت شیرین کرد (ثغری، ۱۲۶) ║ ق۹. چون نهال اقبال او به ثمرات امانی و کامرانی بارور گشت، به عواطف قهر از بیخ برافتاد (اسفزاری، ۲‏/۲۹۱‏) ║ ق۱۰. گر سمومی وزد به باغ دلم/ ثمرات جنان خراب شود (عرفی، ۲‏/۴۷۵‏) ║ ق۱۱. سایر نیک‌اندیشان... از حدایق افضال و اکرامِ او ثمرات برچینند (علّامی، ۱‏/۵۴‏) ║ ق۱۳. حبوباتی چند هست ... که ... کاه‌ و کُل ثمرات دیگر آن‌ها ازبرایِ رعیت به‌جهتِ قیمت خودش و قوّت زمین و تفاوت شرب آب و غیره زیاد و بامصرف است (تحویلدار، ۹۶) ║ در قلمروِ ما ... از غله‌جات و حبوب و ثمرات ... پنچ‌یکِ آن را باید به خزانۀ پادشاه رسانند (رستم الحکما، ۴۴) ║ ق۱۴. معلوم است شخص که می‌خواهد باغی درست کند و درختان میوه‌دار بنشاند، مقصودشان انتقاع اولاد خود از نُزهت گل‌وگیاه آن باغ و شیرین‌کام بودنشان از ثمرات اشجار آن است (مراغه​ای، ۱۶۸) ║ ۱۳۴۴ش. اعضایِ خانواده در مزرعه واحدِ تولید بودند، زمین را باهم شخم می‌زدند و از ثمراتِ آن به‌تساوی بهره می‌بردند (زریاب، ۹۱) ║ ۱۳۸۴ش. پروردگارا! انواع ثمرات و میوه‌ها را روزیِ آن‌ها بگردان (ناصر شکریان: میقات حج، ش۵۳‏/۱۶‏) ║ ۱۳۹۶ش. آنچه ما از ثمرات درختان می‌رویانیم و آنچه که شما با دستانتان (عملتان) به وجود می‌آورید، همه متعلق به خداوند است (موسوی‌پور ـ یزدانی: جستارهای فقهی و اصولی، ش۹‏/۱۱۷‏)
۲. ← ثمر‏‌یک‌. ۲.
ق۵. یوسانوس ... به سلامت باز روم رسید و ثمرت آن جوان‌مردی کی با شاپور کرده‌ بود، بیافت (ابن بلخی، ۷۱) ║ بهتر از آن نعیم در وقت داشتند. چون در سرّ ایشان حال این گشت نفس تبع سرّ بود آن کرد که سرّ خواست. به چیزی مشغول نگشت که ثمرتش این بود. و باز فکرت در جلال و بزرگی حق باشد (مستملی، ۳‏/۱۳۳۲‏) ║ ق۶. ثناهای بسیار از ثمرات آن اعتقاد خوب و احسان عامّ به روزگار فرخندۀ او می‌پیوندد (میهنی، ۹۲) ║ چون ... بدانستم که ثمرت دوستی تو در‌ حقِ کبوتران چگونه مهنّا بود ... ، همت بر دوستی تو مقصور گردانیدم (نصرالله منشی، ۱۶۲) ║ ق۷. حکیمان شراب را ستوده‌اند و طبیبان منفعت آن برشمرده ... پادشاهان اگر خواهند که منفعت و ثمرت آن به حاصل کنند، باید که به افراط نخورند (عوفی۱۱، ۲۰۱) ║ ق۸. این غفلت به‌جز ثمرت دیوانگی و نتیجۀ نادانی نیست (ثغری، ۱۶۳) ║ ق۱۱. ظهور این امور از آثار نیت نیک و ثمرات عدالت است (جهانگیر، ۲۸۵) ║ ق۱۲. نفی اوصاف می‌کنیم از ذات / به حصول نتایج و ثمرات (حزین، ۷۸۳) ║ ق۱۳. این فقره از نتایج و ثمرات زحمات سرکار عالی است و خیلی کار بود که باب عالی این‌طور رعایت کردند (فرّخ خان، ۳‏/۳۱۴‏) ║ ق۱۴. هر هفته و هر روز از این روزهای خوش ببینیم و از ثمرات و برکات آن بهرمند گردیم (تربیت، ۲‏/۹۰۰‏) ║ ۱۳۰۷ش. همۀ موجودات در خان نعمت او نشسته حتی همین ملائکه‌ها و از ثمرات وجودیۀ او مستفیض هستند (آقا نجفی، ۵۵۵) ║ ۱۳۳۳ش. حضرات آقایان ثمرات تمدن برای ما گران‌بهاست (آهی، ۱۰۷) ║ ۱۳۶۹ش. ایرانشناسی اگر امروز به همت و پایمردی محققان ... انجام پذیرد ... ثمرت فراوان فرهنگی، تحقیقی و تاریخی به دنبال خواهد داشت (تازه‌های نگارش و نشر: آینه پژوهش، ۲‏/۸۳‏)
۳. (مجاز) ← ثمره‏۶.
ق۵. نوع مردم که او ثمرت عالم است عالم صغیر است، چنان‌که این عالم مردم کبیر است، و این وضع اسماء به‌میان حکما معروف است (ناصر خسرو۶، ۴۳۰)

معنی ثمرت | فرهنگ جامع زبان فارسی