فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

آداش

وضعیت: «تأییدشده»
آداش ‎âdâš‎ [گونۀ دیگرِ آتاش۲]
(اسم) عنوانی که برای خطاب به دوست نزدیک و صمیمی به‌ کار می‌رود ؛ اداش؛ ادش.
ق۱۰. جواب آمد که ای آداش؛ یعنی ای دوست. این هردو در زمان خُردی به رسم مغول دوست شده بودند (دوغلات، ۳۳۴) ║ ۱۳۸۲ش. راه می‌افتم سمت اتاقک و می‌گویم که از پولش نیست، ملشتم نمی‌شود. سینه به سینه‌ام می‌ایستد که آداش، خوب قوپی می‌آیی. برو به کسی بگو که زیروبالایت را نداند (کریمی، ۴۱)

معنی آداش | فرهنگ جامع زبان فارسی