فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

جازغالی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
جازغالی ‎jâzoqâli‎
(اسم) ۱. مکان، قفسه و ظرف مخصوص نگه‌داری زغال.
۱۳۷۱ش. خانه‌ها غالباً دارای انباری‌های (جاهیزمی و جاذغالی) هایی بودند که سوخت زمستان را در آن جا می‌دادند، و فقرا و کرایه‌نشین‌های‌شان که اطاق اجاره می‌کردند، کته‌هایی درزیرِ طاقچه‌های اطاقشان بود که ذغال و خاکه‌هایشان را در آن‌ها جا می‌دادند (شهری۱، ۴‏/۴۷۴‏) ║ ۱۳۹۷ش. این واحدها دارای تأسیساتی چون جا‌زغالی، نیمکت، تاقچه و سکوی آماده‌سازی غذا بوده و در سکوها شیارهایی جهت خروج مایعات ایجاد می‌شده است (حمیدرضا زنگنه و دیگران: جامعه‌شناسی تاریخی، ش۲‏/۱۶۶‏)
۲. قسمتی از دستگاه استارت خودرو که زغال (معنای ۵) در درون آن قرار دارد.

معنی جازغالی | فرهنگ جامع زبان فارسی