فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هارمونیوم

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هارمونیوم ‎hârmuniyom, -mo‎
(اسم) (موسیقی) ساز کلاویه‌ای-بادی و کوچک، شبیه به ارگ و آکاردئون، که عبور هوا از زبانه‌های فلزی آن باعث ایجاد صوت می‌شود.
۱۳۳۴ش. تازه بر سازهای معمول، یعنی تار و کمانچه، سازی که از اروپا آورده‌ بودند، افزوده‌ بودند که به آن ارگ می‌گفتند. همان است که به زبان‌های اروپایی هارمونیوم می‌گویند (نفیسی۱، ۲۲۶) ║ ۱۳۷۶ش. دوست داشتم به نوازندگی آنیبال ترویلو گوش کنم که در دهۀ ۱۹۴۰ نوازندۀ مشهور باندونیون بود که نوعی هارمونیوم یا آکاردئون بسیار محبوب در آمریکای لاتین بود (اسفند تهرانی: پیام یونسکو، ش۳۱۷‏/۴۸‏) ║ ۱۳۹۴ش. به‌عنوان مثال سردسته‌هایی چون خانم اُرگی نوازندهٔ هارمونیوم، عزیز عطا، خواننده و رقاص ... و بالاخره کریم کور، نوازندۀ تار و کمانچه بودند (ساسان فاطمی: تاریخ نو، ش۱۱‏/۱۰۲‏)