وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وازایستادن vâzistâdan, -’istâdan
۱. ← بازایستادن ۲، ایستادن۳.
ق۴. فیظللن [رواکد]: وازایستند (قرآن ۲: فرهنگنامۀ قرآنی، ۴/۱۸۱۵) ║ ق۵. فیظللن [رواکد]: وازایستند (قرآن ۱۶: فرهنگنامۀ قرآنی، ۴/۱۸۱۵)
۲. ← بازایستادن ۱، ایستادن ۸؛ وازاستادن۲.
ق۵. ببروید به خدای [عزوجل] و رسولان او و مگوئید که [خدای] سه است وازایستید به بود شما را. به درستی که خدای [جل و عزّ] یک خدای است (سورآبادی۲، ۱/۱۵۶) ║ ق۶. تنتهوا: وازایستید (قرآن ۲۷: فرهنگنامۀ قرآنی، ۲/۵۶۴) ║ التأبل: وازایستادن از مجامعت (مصادر اللغه، ۳۹۱)
۳. ← ایستادن ۲، بازایستادن۴.
ق۵. بلد: وازایستادن بالمکان (ابوبکر بستی، ۳۳)
۴. ← بازایستادن۶.
ق۶. التخزّع: وا پس ایستیدن {نسخهبدل: وازایستادن (متن: وارایستادن؛ تصحیح قیاسی)} (مقری، ۲/۷۹۵)